صفحه نخست

 Deutsch
English
تالار گفتمان کاغذ دیواری موسیقی نقد فیلم آوای تلفن همراه قلم تماس نشانه ها

                                                                                                                                                                                                                              

  

گوهر ديانت و سياست از نگاه امام حسن ع

امام حسن مجتبی (ع) می‌فرماید: «اعرف الناس بحقوق اخوانه و اشدهم قضاءا لها اعظمهم عندالله شأنا و من تواضع فی الدنیا لاخوانه فهو عندالله من الصدیقین ومن شیعه علی بن ابی طالب (ع)» (شریف قرشی، باقر، حیاه الامام الحسن بن علی (ع)، ج۱، ص۳۱۹).

والاترین مقام نزد خداوند از آن کسی است که آشنا به حقوق مردم باشد و سعی در اداء آن نماید وکسی که در برابر برادران خود فروتنی کند خداوند او را از صدیقین و شیعیان علی ابن ابی طالب (ع) محسوب خواهد کرد.

پس دو امر است که در مقام و جایگاه دینی انسان نقش اصلی را ایفاد می‌کند، یکی توجه به حقوق مردم است و دیگری تواضع و فروتنی در برابر آنان. در واقع عدالت، که واژه‌ای مهم و اساسی در ادبیات دینی است، به دو معنا به کار می‌رود یکی در مقابل ظلم و دیگری در مقابل فسق. معنای اول در واقع مضیق‌تر است. ظالم کسی است که حقوق دیگر انسان‌ها را رعایت نمی‌کند و به آن تجاوز می‌کند. در مقابل، عادل کسی است که مراقب است که به حقوق دیگران تجاوز نکند. البته کسی که می‌خواهد به حقوق دیگران تجاوز نکند نخست باید مطالعه و اندیشه کند تا حقوق دیگران را بشناسد.

معنای دیگر عدالت که در مقابل فسق است اعم از معنای اول است و فاسق کسی است که حق خدا یا حق انسان‌ها را رعایت نمی‌کند. البته کسی که حق خدا را رعایت نکند در ادبیات دینی در واقع ظلم به نفس کرده است. پس عادل به معنای اول کسی است که ظلم به دیگران نمی‌کند و عادل به معنای دوم کسی است که نه ظلم به دیگران می‌کند و نه ظلم به خویشتن. اما از آنجا که در متون دینی مکرر آمده است که حق مردم مقدم بر حق خداست، در این حدیث در واقع امام حسن (ع) تأکید بر حق مردم می‌کند و می‌فرماید کسی که حق مردم را بشناسد و رعایت کند نزد خداوند دارای شأنی والاتر است.

مطابق این حدیث شریف امر دیگری که تعیین کننده مقام و جایگاه دینی انسان است فروتنی در مقابل مردم است. انسانی که در مقابل مردم متکبرانه برخورد نمی‌کند و اگر به پست و مقامی رسیده است مردم را خوار و خفیف نمی‌گرداند و خود را خادم مردم می‌شمارد از مقام والای صدیقین برخوردار است و از شیعیان واقعی علی (ع) است. در مقابل، انسان متکبر به لحاظ دینی از جایگاهی بسیار پایین و پست برخوردار است. پیامبر (ص) می‌فرماید: «هر کس دوست داشته باشد که او نشسته باشد و مردم در برابرش بایستند، جایگاهش در آتش است (بحار الانوار، ج۱۶، ص۲۴۰). و امام علی (ع) می‌فرماید: «از جباری کردن بر بندگان خدا بپرهیز؛ زیرا خداوند هر انسان جباری را در هم می‌شکند» (غرر الحکم، ح۲۶۹۵)

در حدیثی دیگر از امام حسن مجتبی (ع) پرسیده می‌شود که : «سیاست چیست؟»

امام پاسخ می‌دهد که: «سیاست رعایت حقوق خدا و مردم، اعم از زندگان و مردگان، است.

رعایت حقوق خداوند عبارت است از انجام دادن آنچه او خواسته و پرهیز کردن از آنچه او نهی کرده است.

اما رعایت حقوق انسان‌های زنده آن است که وظیفه خود را نسبت به مردم انجام دهی و هرگز از خدمت به جامعه خود باز نمانی و همان طور که زمامدار با تو با صداقت و اخلاص رفتار می‌کند تو هم باید با حقیقت و اخلاص رفتار نمایی و چون اقوام و بستگانت از راه راست منحرف شدند، آنان را به راه راست رهنمون باشی.

اما رعایت حقوق اموات، آن است که از خوبی‌های آنان سخن گویید و از زشتی‌هایشان چشم‌پوشی کنید، زیرا برای آنان خداوندی است که حساب آنان را رسیدگی خواهد کرد» (الروائع المختاره، ص۱۱۸، به نقل از زمانی، احمد، حقایق پنهان، ص۳۹۵)

پس سیاست در نگاه امام حسن مجتبی (ع) مساوی با رعایت حق است، هم حق خدا و هم حق مردم. نه تنها زندگان حقوقی دارند که باید رعایت شود، بلکه مردگان نیز حقوقی دارند. انسان‌ها حقوق واجب و لازمی دارند و جامعه حقوقی دارد. همه انسان‌ها وظیفه دارند که به این حقوق توجه کنند و آنها را رعایت کنند. همه باید به جامعه خود خدمت کنند و هیچ کس نمی‌تواند نسبت به آنچه در جامعه می‌گذرد بی تفاوت باشد. مطابق این سخن همه مردم باید سیاسی باشند و در سیاست مداخله کنند، چرا که اگر چنین نکنند حقوق واجب دیگر انسان‌ها و جامعه را رعایت نکرده‌اند. امام می‌فرماید که در صورتی که زمامدار و حاکم با صداقت و اخلاص رفتار می‌کند شما هم وظیفه دارید که با او با صداقت و اخلاص رفتار نمایید. مفهوم این سخن آن است که اگر زمامدار و حاکم با صداقت و اخلاص رفتار نمی‌کند مردم وظیفه‌ای دیگر دارند. حاکمی که این گونه رفتار نمی‌کند حقوق مردم را رعایت نمی‌کند و همگان در رابطه با حفظ حقوق مردم وظیفه دارند.

پس مطابق سخن امام حسن مجتبی (ع) هم گوهر و اساس دیانت رعایت حقوق مردم است و هم گوهر و اساس سیاست. بنابراین کسی که می‌گوید سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست. باید توجه داشته باشد که هم دیانت و هم سیاست، آن گونه که بزرگان دین بیان کرده‌اند، رعایت حقوق مردم را طلب می‌کند و در واقع گویا نه دین چیزی جز رعایت حقوق است و نه سیاست چیزی جز آن است. نه به نام اجرای دین و دفاع از آن می‌توان حقوق مردم را نادیده گرفت و نه به نام سیاست.

امام حسن مجتبی (ع) در حدیثی دیگر این مطلب را به طریقی دیگر بیان می‌فرماید: از حضرت سوال می‌شود که «جوانمردی چیست؟» امام (ع) پاسخ می‌دهد: «جوانمردی عبارت است از: رعایت دین، عزت نفس، نرمش، مداومت بر نیکی و احسان، ادا کردن حقوق و دوستی با مردم» (تحف العقول، ص۲۲۵)

آری، سیاست و دیانت علوی عین یکدیگرند و هر دو در راستای خدمت به مردم‌اند و بنابراین حکومت آنان رعایت حقوق مردم اصل اساسی، بلکه مهمترین اصل است، اما در حکومت اموی که همه چیز ابزاری در خدمت قدرت و برای قدرت است، حقوق مردم نه تنها اصل نیست بلکه کم‌ترین توجهی به آن نیست

 

برگشت.

 

 

 

Copyright www.irania.eu All Rights Reserved